» اولين غولي كه چشمش بهت بيفته، با دو انگشت مي گيردت و مي خوردت.»
اين اولين جمله اي بود كه از پشت اين كتاب خوندم و خوشم اومد. فعلا صفحه ي 51 كتابم. تعريفش رو قبلا از يه دوست شنيده بودم ولي فرصتي پيدا نشده بود تا بخرمش.به خاطر همين رفتم همراه اين كتاب يه عالمه كتاب ديگه خريدم. كتاب هاي رولد دال رو واقعا دوست دارم.

جدا از اين كتاب بدجوري به كتاب هاي پل استر روي آوردم. هر چند خوشم نمياد ازش….!!! (اسمايلي ديوانه)
فعلا دو تا كتاب از پل استر گرفتم كه اگه خوشم نياد ديگه كتاب هاش رو نميخونم.
1- سه گانه ي نيويورك
2- ديوانگي در بروكلين
من كه فكر نميكنم كتاب خوبي باشه.( غلط كردي خريدي…!!؟؟!!)
از كتاب هاب رولد دال، چارلي و كارخانه شكلات سازي وآسانسور بزرگ شيشه اي رو نصفه نيمه خوندم.
اين كتاب رو هم بايد بخونم ببينم چيه!
بخون خوبه به نظرم جالبه.
در ضمن عكس بالاي وبلاگبتم خيلي قشنگه :دي
ممنون
پل استر خداس بابا….
از یاد آوری تن تن هم کمال تشکر.
ممنونم
وای من عاشق این غول مهربانم. گرچه دیوانگی کردم و هنوز کتاب های دیگۀ رولد دال رو نخوندم.
پل استر هم نخوندم ولی از هـــمـــــــــه تعریفش رو شنیدم.
رولد دال رو من واقعا قبول دارم.
به قول داداشم ميگه كاراش مثل تيم برتونه.
دقیقاً!
هممممم…. درباره عکس بالای وبلاگت راست میگن
” اولين غولي كه چشمش بهت بيفته، با دو انگشت مي گيردت و مي خوردت.”
منم خوشم اومد… منم جای تو بودم میخریدمش:)